|
مشق دموکراسی
|
||
برای کامیابی جاغوری در انتخابات پارلمانی دست بکار شویم
انتخابات ریاست جمهوری سپری شد اما انتخابات پارلمانی در راه است.
براساس معلومات بدست آمده، قرار است ده ها تن در انتخابات پارلمانی نامزد شوند و تجربه ی هدر رفتن رای مردم جاغوری و پراکنده شدن آرا میان چندین کاندید تکرار خواهد شد.
به نظر من بهتر است از همین حالا روشنفکران و تمام آنانی که براستی برای آینده جاغوری و منافع آن فکر می کنند فکری برای فرستادن حد اقل سه نماینده به پارلمان آینده افغانستان نمایند.
تجربه نشان داده است که تلاش برای کنار رفتن کاندیدان نتایج و دست آورد های مثبتی در پی نداشته بنا براین باید از راه های دیگری برای محدود کردن شمار نامزدان نمایندگی در پارلمان جستجو کرد.
یکی از راه ها این است که کاندیدان مربوط به هر چهار قوم پیش از برگزاری انتخابات در میان خود شان با نظارت نهاد های اجتماعی فعال در جاغوری رای گیری کنند و نامزدی که بیشترین رای را بدست آورد به مردم تبلیغ شود تا فقط به همان نامزد رای دهند تارای شان ضایع نشود.
به گونه مثال از دسته باغچری که ممکن است چندین تن خود را کاندید کند، یک روز مشخص از تمام مردم باغچری دعوت شود تا با تجمع در یک محل مشخص برای کاندیدان مربوط به این دسته رای دهند و پس از حساب نتایج ارا مطرح ترین کاندید که بیشترین آرا را به دست آورده برای مردم معرفی شود تا تمام مردمی که متعلق به دسته باغچری هستند به همان کاندید رای دهند و نگزارند که رای شان در میان چندین کاندید، تقسیم گردد و در آخر هیچ کاندیدی رای کافی برای رفتن به پارلمان را بدست نیاورد.
می توان از این شیوه برای دسته های آته، ایزدری و گری نیز استفاده کرد.
در غیر این صورت جاغوری بازهم نمی تواند حتا یک نماینده را به پارلمان معرفی کند.
البته این یگانه شیوه برای کاهش نامزدان پارلمان نیست بلکه مهم است تا نظر تمام دوستان را در این رابطه داشته باشیم و از بهترین نظر برای رسیدن به هدف استفاده نماییم.
از این طریق می خواهم طرح های تمام دوستان را در مورد شیوه های کاهش نامزدان پارلمان جستجو نماییم.
رای جاغوری در انتخابات پیشین پارلمانی میان 16 کاندید تقسیم شد و بجر خانم شاه گل رضایی که از طریق سهم زنان به پارلمان راه یافت هیچ یک از کاندیدان رای کافی برای رفتن به پارلمان را پیدا نکردند.
حسین سیرت
پیشگویی های کاندیدان در مورد برنده شدن در انتخابات
درست یک روز بعد از برگزاری انتخابات مسوولان کمپاین های حامد کرزی و داکتر عبدالله عبدالله دوتن از نامزدان ریاست جمهوری ادعای برنده شدن در انتخابات را کردند. در یک مورد حتا حاجی دین محمد رییس کمپاین حامد کرزی گفت که آقای کرزی رای کافی را در انتخابات بدست آورده و نیاز به برگزاری انتخابات در دور دوم نیست. از سوی دیگر سید فاضل سانچارکی سخنگوی ستاد انتخاباتی داکتر عبدالله به رسانه ها گفت که براساس ارقام بدست آمده از چند ولایت کشور نشان می دهد که داکتر عبدالله در صدر جدول قرار دارد. اظهار نظر هایی که تاحال صورت گرفته براساس شمارش آرا به صورت ابتدایی آن در مراکز رای دهی ولایات و کابل بوده است. شیوه شمارش آرا در انتخابات کنونی طوری است که رای ها پس از ختم پروسه رای دهی در همان مراکزی که رای داده شده شمارش می شوند و نتیجایج آن به کمیسیون مستقل انتخابات و ناظران انتخاباتی داده می شود.
هر چند که شمارش رای به صورت محلی آن هم در برخی از مراکز ولایات نمی تواند نشان دهد کدام کاندید ریاست جمهوری در انتخابات برنده شده است اما نشان می دهد که حد اقل در مراکزی که شمارش آرا صورت گرفته بیشترین ارا مربوط به کدام کاندید است و در مراحل اول، دوم و سوم کی ها قرار دارند.
کمیسیون مستقل انتخابات نیز گفته است تا اعلام رسمی نتایج انتخابات به تاریخ 26 سنبله پیشگویی هایی که از سوی کمپاین های کاندیدان صورت می گیرد، درست نیست و نشان دهنده برنده انتخابات نمی باشد.
این کمیسیون گفته است که به تاریخ 3 اسد زمانی که نتایج انتخابات از تمام ولایات کشور را بدست آورد پس از شمارش نتایج اولیه انتخابات را از طریق و بسایت این کمیسیون و برگزاری کنفرانس خبری در اختیار رسانه ها قرار می دهد.
اما تاحال رسانه ها تلاش کرده اند تا با تماس به خبرنگاران محلی شان در ولایات نتایج اولیه انتخابات را که پس از شمارش در مراکز رای دهی بدست آمده به مخاطبان شان برسانند.
تاکنون در ولایات امن و نسبتا امن کشور نتایج اولیه ارا پس از شمارش در اختیار خبرنگاران و ناظران انتخاباتی قرار گرفته اما در برخی از ولایات ناامن صندوق های رای پیش از شمارش در مکان رای دهی به مراکز ولایات انتقال داده شده است. چنین مورد تاحال در ولایات خوست پکتیا و پکتیکا وجود داشته و مقامات کمیسیون انتخابات در این ولایات گفته اند که نتایج آرا در این ولایات اعلام نمی شود بلکه نتایج ابتدا به کمیسیون انتخابات فرستاده می شوند و بعد در اختیار رسانه ها قرار خواهد گرفت.
در ولایات بادغیس، فراه و هرات نیز مقامات کمیسیون از اعلام نتایج محلی ارا خود داری کرده و گفته اند که کمیسیون مستقل انتخابات می تواند این معلومات را در اختیار رسانه ها قرار دهد.
نتایج اولیه
تاحال در شماری از ولایات شمال، جنوب و غرب نتایج اولیه آرا در اختیار رسانه ها قرار گرفته و به نشر رسیده است. در ولایت بلخ شمارش ارا حکایت از بدست آوردن بیشترین ارا توسط حامد کرزی و داکتر عبدالله دارد. هر چند که تاحال مسوولان ستاد های انتخاباتی حامد کرزی و داکتر عبدالله هردو مدعی شده اند که در ولایت بلخ بیشترین ارا را بدست آورده اند اما گزارش ها حاکی از آن است که در برخی مراکز رای دهی حامد کرزی و در برخی دیگر داکتر عبدالله دارای بیشترین رای بوده است.
اما در مجموع در ولایات شمال کشور رمضان بشر دوست در مرحله سوم رای بیشتر را بدست آورده و همچنان اشرف غنی احمدزی در مرحله چهارم قرار دارد.
در ولایات شرقی ننگرهار و اطراف آن نتایج نشان داده که حامد کرزی در مرحله اول داکتر عبدالله ، اشرف غنی احمدزی و میرویس یاسینی به ترتیب ارای بیشتری بدست آورده اند.
در قندهار نیز حامد کرزی در صدر قرار دارد و در مرحله دوم داکتر عبدالله بیشترین رای را بدست آورده است.
اما براساس گفته های کمپاین انتخاباتی داکتر عبدالله در ولایات پنجشیر، کاپیسا و پروان داکتر عبدالله بیشترین رای را دارد.
در ولایت غزنی حامد کرزی بیشترین رای را بدست آورده و رمضان بشردوست و داکتر عبدالله به ترتیب در مرحله دوم وسوم قرار دارد.
البته تمام نتایج اعلام شده در مراکز رای دهی ولایات نشان دهنده برنده شدن یک کاندید در انتخابات نیست چنانچه کمیسیون انتخابات گفته است تنها شمارش آرا از سراسر افغانستان می تواند نشان دهد که کدام کاندید در انتخابات برنده شده است.
تفاوت در رای دهی
به نظر می رسد انتخابات 29 اسد از نظر کسب بیشترین آرا توسط نامزدان ریاست جمهوری تفاوت زیادی با انتخابات سال 2004 ریاست جمهوری دارد.
در انتخابات سال 2004 از هرقوم یک تن کاندید شده بود و این کاندیدان رای قوم خود را براساس تناسب جمعیت داشتند به استثنای حامد کرزی که به دلیل شهرتش که از ریاست جمهوری دوره های انتقالی و موقت بدست آورده بود از تمام اقوام افغانستان رای گرفت اما کاندیدان دیگر رای اندکی از اقوام دیگر گرفتند اما در انتخابات 29 اسد این وضعیت کاملا تغییر کرد. حامد کرزی در برخی از ولایات شمال از رقیب خود داکتر عبدالله پیشی دارد در حالی که داکتر عبدالله در ولایات جنوبی که کمتر انتظار می رفت از این ولایات رای بیشتر بدست آورد در مرحله دوم بیش از آقای کرزی رای بدست آورده است.
رمضان بشر دوست نیز گمان می رفت تنها از ولایات مرکزی رای بیشتر خواهد داشت در برخی از ولایات شمال در مرحله دوم قرار دارد. آقای بشر دوست در ولایاتی که تاکنون نتایج اولیه ارا معلوم شده در مرحله سوم بعد از داکتر عبدالله قرار دارد. بشردوست در ولایاتی که هم قوم او نیستند در مرحله سوم قرار دارد. اما در ولایت بامیان آقای بشر دوست در مرحله دوم قرار دارد.
این نشان می دهد که انتخابات 29 اسد نسبت به انتخابات 2004 کمتر قومی بوده چنانچه اقوام مختلف به کاندیدان غیر ازقوم خود شان نیز رای داده اند.
تلویزیون تمدن پروژه سیاسی ایران وتخریب نمودن هزاره ها
نویسنده ح ، ح
بعد از سقوط حکومت طالبان حضور پررنگ نیروهای خارجی ، دوره انقتالی ، دوره موقت وبلاخره حکومت انتخابی به ریاست آقای کرزی مطبوعات افغانستان ازلحاظ کمی وکیفی رشد قابل ملاحظه یی داشته است. آزادی بیان ورسانه ها که در پرتو شرایط جدید وبا تهدید های گوناگونی به وجود آمد، این امکان را برای رسانه ها فراهم کرد که به عنوان رکن چهارم نظام دریک کشور مسوولیت های خودرا انجام دهد. همانطوریکه آگان های می گویند قدرت وتوانایی که امروز رسانه های افغانستان از آن برخوردار میباشد، درتاریخ این کشور بی سابقه بوده است. اگر چه تا رسیدن به جایگاه واقعی خود راه درازی درپیش دارد.
اگر ما یک بررسی داشته باشیم درمی یابیم که رشد فعلی رسانه های افغانستان قابل قدر است چرا که این رسانه ها کارهای خودرا از صفر شروع کرده است و در مدت چند سال جایگاه خود را تا این مرحله ارتقا داده است. چرا که شما می بینید امروز آقای کرزی آزادی بیان را به عنوان یکی ازمهمترین دست آورد های حکومت داری خود در جریان هفت سال گذشته به رخ جامعه جهانی می کشاند.
درحال حاضربیشتر از بیست شبکه تلویزیونی و بیش ازپنچاه ایستگاه رادیویی در افغانستان فعالیت دارد و بیش ازشش صد رسانه چاپی در وزارت اطلاعات وفرهنگ ثبت و راجستر شده است که خود نشان گررشد آزادی بیان می باشد اما متاسفانه در این جمع بعضی ازاین رسانه ها به گونه وابسته به یک کشور مشخص می باشد که یکی ازاین رسانه ها تلویزیون تمدن می باشد. تلویزیون تمدن که از عمر آن بیشتر از یک سال نمی گذرد به عنوان سخنگوی جمهوری اسلامی ایران درافغانستان فعالیت نموده است وازسوی دیگر این رسانه دراین اواخربا بلند شدن سروصدای قانون احوال شخصیه اهل تشیع ازسوی جامعه جهانی ونهاد های مدافع حقوق بشر به نحوی تبلیغات تفرقه آمیزرا دربین هزاره ها روی دست گرفته وبه نشر می رساند که تعدادی را محکوم به کافر شدن وتعدای را محکوم به دست آوردن دالر ازسوی کشور های خارجی می کند وتنها جناب آقای محسنی را یک مسلمان واقعی می نامد.
درست چند وقت پیش جناب آقای محسنی بعد ازسروصداهای جامعه جهانی ونهاد مدافع حقوق بشر طی یک کنفراس خبری در مدرسه خاتم النبیین که به کمک مالی جمهوری اسلامی ایران هنوززیر ساخت و ساز است به دفاع ازماده های جنجال برانگیز این قانون پرداخت وعدم درک جامعه جهانی را ازاین قانون ابراز نموده وهم چنان تعدادی از روشنفکران، وزرای کابینه دولت آقای کرزی و مسولین نهاد های مدافع حقوق بشر را به غرب زده؛ دیموکراسی زده؛ دالر زده و... تشبیه نمود اما سوال اساسی این جاست که خود آقای محسنی را می توان به ایرانی زده وطالبانی زده تشبیه نمود یاخیراین را باید شما دوستان جواب بدهید.
من نمی خواهم که زیاد روی این قانون بحث نمایم چراکه این قانون نیازبه قانون دانان دارد وامید وارم که ماده های جنجال برانگیز این قانون توسط وزارت محترم عدلیه که خود مسئولیت تصوید قوانین را بر عهده دارد تجدید نظرشود تا دوستانی که درتلاش به دست آوردن منافع سیاسی وتفرقه زائی دربین هزاره ها ازطریق این قانون هستند دست شان گرفته شود.
آری دوستان تلویزیون تمدن یک پروژه سیاسی ازسوی آخوند نشینان جمهوری اسلامی ایران برای تخریب کردن هزاره ها ساخته شده است این تلویزیون درست مشابه پروژه سیاسی است که دردوران جهاد مردم هزاره به کار گرفته شده بود چندی قبل برادر محترمم آقای همایون محمد دردرامه قتل فرمانده شفیع نکته ای را به نقل ازآقای محمد کریم خلیلی معاون دوم رئیس جمهوراشاره کرده بود که آقای محمد کریم خلیلی زمانی که سر دبیر حزب وحدت اسلامی بود گفته بود هر باریکه خارجی ها به بامیان می آیند، این ایرانی ها عکس های خمینی را اینجا و آنجا نصب می کنند. این کار را آنان از طریق شیخ ذکی والی بامیان می کنند. من نمی توانم در مقابل شیخ ذکی جبهه بگیرم.و او وابسته به این ایرانی ها است وایرانی ها از طریق وی عکس های خمینی را در روزی که خارجی ها از ما دیدن می کنند بر در و دیوار بامیان نصب می کنند. من که در این زمینه کاملاً عاجز هستم بله دقیق است ازآن زمان کسانی که در راس رهبری هزاره ها قرارداشتند همیشه درتلاش راههای جدید برای جلب کمک کشور های خارجی به این مردم بیچاره بودند وهمیشه تماس برقرارمی کردند که تایکی ازنماینده های کشور های غربی ویا اروپایی وارد بامیان شوند وازنزدیک ازوضعیت این مردم باخبرشوند وامروز هم درست این تلویزیون تمدن است که ازطریق برنامه های کاپی شده شبکه های تلویزیونی ایران برای تخریب هزاره ها ساخته شده است وچند دوستی که درپشت صفحه تلویزیون ظاهر می شوند خود هزاره هستند واخباری را که به نشر می رساند به نحوی ازسوی مشاورین ایرانی این تلویزیون ترتیب می شود که همیشه حضور جامعه جهانی را درافغانستان کم رنگ جلوه می دهد مانند شبکه های تلویزیونی ایران که برعلیه حضور نیرو های خارجی مستقر درافغانستان تبلیغات منفی را به راه انداخته است وبه جامعه جهانی وانمود می سازد که هزاره ها یکی ازحامیان اصلی این کشور درافغانستان است اما اینطور نیست اگر ما به گذشته نگاه کنیم درمی یابیم که هزاره ها درطول تاریخ سیاسی وفرهنگی افغانستان همیشه بزرگترین ضربه های سیاسی ؛ افتصادی را ازسوی رژیم آخوندی ایران متحمل شده اند وحالا نیزاین روند ادامه دارد وتنها آروزی من این است که مردم هزاره دست به دست هم داده تلاش نمایند کسانیکه امروزنیز به نام اسلام وبه نام شیعه ازوجود آنها استفاده های سیاسی می کنند دست های شان را قطع نمایند.
مشت هایی که به هوا کوبیده می شوند
اخيرا یک سخنگوی وزارت دفاع امریکا گفته است که به دلیل دست داشتن ملاعمر رهبر گروه طالبان در کشتن نظامیان امریکایی، با حضور ملاعمر در مذاکرات صلح میان دولت افغانستان و مخالفان آن موافق نیست.
این اظهارات زمانی بیان شده است که دولت افغانستان و برخی از کشور های غربی به خصوص بریتانيا بر مذاکره با طالبان تاکید می کنند.
اما مخالفت امریکا با حضور ملاعمر در مذاکرات صلح تاچه اندازه می تواند این روند را به چالش بکشد در حالی که این کشور بیشترین نیرو را در مبارزه با تروریزم در افغانستان دارد و باربیشتر بازسازی را بدوش مي كشد؟
از سوی دیگر در صورتی که ملاعمر در گفتگوهای صلح حضور نداشته باشد، این گفتگو با چه کسانی صورت خواهد گرفت، در حالی ملاعمر هنوز هم به عنوان رهبر طالبان شناخته می شود.
بدین ترتیب آینده ی تلاش های دولت افغانستان از طریق جرگه امن منطقوی و مذاکرات عربستان که در هردوی این مذاکرات بیشتر بر گفتگو با مخالفان دولت تاکید می شود، چه خواهد شد؟
معین مرستیال نماینده ولایت کندز در ولسی جرگه می گوید در صورتی که طرفین مذاکره یک طرفش مخالفین نظام افغانستان باشد مخالفین مسلح نظام افغانستان یکی حزب اسلامی و دیگری طالبان باشد، دراین صورت رهبر حزب اسلامی گلبدین حکمتیار و رهبر طالبان ملاعمر است با توجه به این اصل اگر در مذاکرات ملاعمر و حکمتیار مستقیما حضور نداشته باشند، مذاکرات نتیجه ای نمی دهد به نظر آقای مرستیال :" آنچه که در مذاکرات رسمی و غیر رسمی عربستان سعودی هم مطرح بوده روی گفتگو با همین اشخاص صحبت شده از سوی دیگر در جرگه ی کوچک امن منطقه ای در اسلام آباد نیز این موضوع مطرح شده و توافق شده که با هردوطرف گفتگو شود."
آقای مرستیال می گوید در صورتی که مذاکرات با رهبران این دوگره (حزب اسلامی و طالبان) صورت می گیرد مهم است تا با رهبران این گروه ها، مذاکره شود زیرا افراد پایین رتبه در این گروه های اهمیت و تاثیر خاصی در مذاکرات نخواهد داشت.
در همین حال وحید مژده کار شناس مسایل سیاسی افغانستان می گوید آنگونه که دولت افغانستان و برخی از کشور های خارجی گفتگو با طالبان را بیشتر در رسانه ها مطرح کرده اند در واقع چنین چیزی واقعیت ندارد. مژده می گوید در دیداری هایی که با ملاضعیف سفیر پیشین طالبان در پاکستان، اسحاق نظامی و سایر اعضای شرکت کننده در عربستان داشته هیچ کدام آنان مذاکره با طالبان را تایید نمی کنند.
آقای مژده می افزاید با توجه به پیش شرط هایی که برای مذاکره با مخالفان گذاشته می شود، انجام چنین مذاکراتی امکان ندارد. مژده سخنان اخیر آقای کرزی را شاهد این مدعایش می داند که گفته بود"ما در این خاک مهمان هستیم و صاحب خانه دیگران هستند". به نظر آقای مژده این سخنان آقای کرزی در واقع عکس العمل در برابر همین موضع امریکابوده است. بخاطر این که دولت افغانستان این اختیار را ندارد تا با مخالفانش مذاکره کند و صلح و امنیت را در افغانستان تامین نماید.
مژده می گوید با توجه به پیش شرط هایی که دولت افغانستان برای مذاکره با طالبان گذاشته و تاکید می کند که طالبان می تواند با پذیرش قانون اساسی و به زمین گذاشتن سلاح شان در روند صلح بپیوندند و از سوی دیگر طالبان هم گفته اند که زمانی حاضر به مذاکره با دولت افغانستان می شود که نیروهای خارجی از افغانستان براید و قانون اساسی نیز تغییر نماید، انجام مذاکرات کاملا غیر ممکن است.
تصور غلط؟
آقای مژده تاکید می کند با آنکه دولت افغانستان به خصوص رییس جمهور کرزی بارها خواستار مذاکره با مخالفان دولت شده و حتا گفته است در صورتی که آدرس خانه های ملاعمر و حکمتیار را بلد باشد، به سراغ آنها می رود و با آنها گفتگو می کند، اما طالبان هیچگاهی به این تقاضا ها پاسخ مثبت نداده اند:"طالبان هیچ چیزی نمی گویند فقط منتظر هستند که دولت افغانستان و هم پیمانانش چه می گویند، دولت افغانستان می گوید که ما با طالبان مذاکره می کنیم اما امریکا می گوید که ملاعمر یک شخص تروریست است اما ملاعمر هیچ چیزی در رابطه به این اظهارات نمی گوید و اصلا اینگونه حرف ها برای ملاعمر ارزشی ندارد."
به نظر آقای مژده حاصل تاکیدهای اخیر برای مذاکره با طالبان مخالفت دولت افغانستان با امریکا بوده است زیرا سخنان اخیر آقای کرزی جواب تندی برای امریکایی ها بود و در حالیکه هنوز مذاکرات آغاز نشده، اما اختلافات میان دولت و خارجی ها بیشتر شده است. به باور مژده در صورتی که حتا مذاکره با طالبان را قبول کند و نام ملاعمر را از لیست سیاه حذف نماید، بازهم شرایطی را که طالبان برای حاضر شدن در مذاکرات دارند، برای امریکا قابل قبول نخواهد بود زیرا "به هیچ وجه طالبان از اسامه جدا نمی شود و اسامه از طالبان جدا نمی شود، طالبان افغانی و پاکستانی هم مفهومی ندارد، همه ی اینها یک طالب هستند و مرز و قوم و سرحد نمی شناسند، هدف اینها به وجود آوردن خلافت اسلامی است."
به گفته ی آقای مژده طالبان در هر جا که باشند باور دارند که باید نظام کنونی در کشور تغییر کند و این نظام زمانی تغییر می کند که امریکا شکست بخورد.
به باور آقای مژده برخی از کشور هایی که ظاهرا در صف امریکا هستند تلاش می کنند تا تندروان را از کشور های عربی مانند عربستان و عراق به افغانستان بکشانند و از این طریق افغانستان را میدان جنگ درازمدت بسازند.
بیایید دروازه پارلمان را ببندیم
این کمیسیون همچنین توافق کرده است که "ده کرسی که در قانون برای کوچیها درنظر گرفته شده از قانون حذف شود" و کوچی ها مانند سایر اقوام افغانستان در اثر رای گیری به پارلمان راه یابند. درباره حوزه رای دهی کوچی ها توافق شده که به صورت دسته جمعی دراین مورد بحث خواهد شد.
گزارش
دیروز، روز برگزاری مجلس عمومی نمایندگان بود. تنها چند تن از وکلا در مجلس حضور یافتند، مجلس سرد بود وحال هوای گذشته را نداشت. کرسی های پارلمان متروک و خالی به چشم می خوردند. مجلسی که بزرگترین تصمیم های ملی در آن گرفته می شد، حالا تقریبا به سالون بزرگی با چوکی های لکس وخالی تبدیل شده وتمایل به آمدن در اینجا و بحث پیرامون اوضاع کشور در آن کاهش یافته است. جدایی های قومی به وضوع در پارلمان آشکار است کسانیکه در مجلس حضور یافته اند با زبان پشتو تکلم می کنند و در میان آنها از اقوام دیگر خبری نیست.
در بیرون از سالون مجلس، نمایندگان معترض در سالون کنفرانس تجمع کرده اند و آنها بحث جداگانه ای را به پیش می برد اینگونه می وانمود می شود که آنها در مورد یک بخش از امور مربوط به کشور بحث می کنند وتعدادی که در مجلس حضور یافته اند در مورد بخش دیگر.
هر چند روزگذشته بحث هایی دررابطه به گرانی ها و فقر مردم صورت گرفت اما در آخر که باید وکلا در باره ی راه حل های این موضوعات تصمیم می گرفتند دیگر شانسی برای شان وجود نداشت زیرا مجلس خالی بود و بحث آنها نیز بیهوده
ازسوی دیگر معلوم نبود که معترضین بر سر چه موضوعی بحث می کند که هیچ نتیجه ای در پی ندارد.
ناگهان غیاب تعدادی زیادی از وکلا خشم برخی از نمایندگان را برانگیخت و اظهاراتی مطرح شد که دروازه ی شورای ملی مسدود شود. خانم آرین یون که در به شدت از بحث های بی نتیجه خسته شده بود گفت:" همیشه در میان وکلا این گونه جنجال هایی رد وبدل می شود اما بزرک کردن این جنجال ها به این اندازه من باور دارم که در پشت این جنجال ها دست های خارجی ها وجود دارد. ازیک طرف معلمین در سراسر افغانستان دست به اعتصاب زده اند واز طرف دیگر قانون معاشات به دلیل پوره نشدن حساب تاحال تصویب نشده است."
عبدالجبار شلگری نیز در رابطه به غیر حاضری و اعتراض وکلا گفت که باید فردا دراین مورد تصمیم آخری گرفته شود:" نمی دانیم که از یک ماه به این سو آیا مشکل تنها میان علم گل و فهیمی (دو وکیل کوچی وهزاره که باهم در باره حدود یک ماه پیش در مجلس برخورد کردند و نمایندگان هزاره ها تاجیک ها و ازبک ها تاهنوز به رسم اعتراض به مجلس حاضر نمی شوند" وجود دارد ویا اینکه این قضیه برنامه ای برای براندازی نظام است فردا شماهم بیایید که پارلمان را ببندیم." نمایندگان معترض می گویند اظهارات برخی از نمایندگان در رابطه به دست های پنهان کشورهای خارجی در مورد وکلای معترض خنده آور است زیرا از یک ماه به این نمایندگان معترض خواست های مشخص شان را با کمیسیون هاییکه برای میانجیگری موظف شده اند مطرح کرده است اما تاکنون بجای اینکه دررابطه به این خواست ها بیشتر بحث شود هرروز نمایندگان تلاش می کنند که به این اختلافات جنبه های غیر واقعی بدهند.
درهمین حال آقای سردار محمد رحمان اوغلی می گوید که تایک ماه پیش نیز که برخی از قوانین توسط ولسی جرگه تصویب شده بود، تاکنون، جنبه ی عملی نگرفته و حکومت به آن عمل نکرده است زمانیکه قوانین ازسوی دولت جنبه تطبیقی گرفت و به آن عمل شد آن زمان است که حاضر شدن در مجلس معنا پیدامی کند.
از تاریخ 19 حمل تاحال که حدود یک ماه می گذرد حدود 100 تن ازنمایندگان به دلیل اظهارات نمایندگان کوچی، مجلس را به نشانه ی اعتراض ترک کردند. علم گل خان یک نماینده ی کوچی در آن روز گفته بود که کوچی ها باشندگان اصلی افغانستان هستند ودیگران مهاجرند. این اظهارات سبب شد تا نمایندگان غیر کوچی و غیر پشتون مجلس را ترک کنند. اما این یگانه مشکل نمایندگان معترض با کوچی ها در پارلمان نیست. در بحثی که در آن روزها در باره ی قانون انتخابات جریان داشت شمار زیادی از وکلا مخالف اختصاص دادن ده کرسی برای کوچی ها در پارلمان بودند. این نمایندگان می گفتند که باید کوچی ها نیز مانند سایر مردم افغانستان نمایندگان شان را با دادن رای به پارلمان بفرستند و به نظر آن ها گنجایش ماده ای که براساس آن ده کرسی برای کوچی ها درنظر گرفته شده بود خود یک امتیاز طلبی قومی است نه قانون ونه حق.
اعتراض دیگر نمایندگان معترض این است که کوچی ها مانند سایر مردم افغانستان حوزه ها مشخص انتخاباتی داشته باشند ولی کوچیها تاکید داشتند که به دلیل زندگی پراکنده ی آنها در در نقاط مختلف افغانستان باید به آنها حق داده شود تا درتمام مناطق رای دهند. اما استدلال وکلای معترض این است که تنها کوچی ها در روز انتخابات مسافر و پراکنده نیستند بلکه در آن روز شاید ده ها هزارتن از مردم افغانستان در سفر باشند و به دلیل محدودیت قانونی که برای باشندگان افغانستان ازنظر حوزه های مشخص انتخاباتی وجود دارد آنها نمی توانند رای دهند اما دادن این حق برا ی کوچی ها پامال کردن حق دیگران است. از مسدود شدن دروازه پارلمان درحالی سخن گفته می شود که افغانستان پس از سه دهه بحران وجنگ تازه به قوه ی مقننه ای که متشکل ازتمام اقوام افغانستان است دست یافته است. دولت افغانستان و جامعه ی جهانی همواره انتخابات پارلمانی را یکی ازدست آورد های مهم در شش سال گذشته عنوان می کنند اما خود وکلا بعضا اعتراف می کنند که تاکنون پارلمان نتوانسته کار موثری را برای مردم انجام دهد.
وقتی که خرم وزیر کلتور شود
ذلالت فرهنگ دور ازتصورنیست
عبدالکریم خرم وزیر اطلاعات وفرهنگ روز پنجشنبه(20 حمل) درجریان پروسه ی حسابدهی گفت که تاحال چندین بار ازرسانه های خصوصی خواسته است، ازنشر سریالهایی که مخالف بافرهنگ افغانهاست، خوددرای نمایند.
پیشتر وزارت اطلاعات وفرهنگ ازتلویزیون های طلوع، آریانا وتلویزیون افغان، خواسته بود تا ازنشرات، سریالهای تولسی (زمانی خشوهم عروس بود) کوم کوم و دزد بغداد، خودداری کنند.
مسوولان اتحادیه های ژورنالیستی می گویند که آقای خرم تنها کسی نیست که تصمیم گرفته محدودیت هایی را بر برخی ازتلویزهای مشخص وضع نماید؛ بلکه شماری از اعضای شورای علما، نمایندگان شورای ملی وبرخی از اشخاص سنتی و مذهبی ویرا دراین روند، همکاری وهمراهی می کنند.
درهمین حال آقای خرم می گوید، تصمیم قطع نشرات این سریال ها را، پس ازآن گرفته که شماری ازمردم وعلمای جید کشور، بارها ازاین نشرات شکایت کرده وخواهان قطع آن دررسانه های تصویری شده اند.
آقای خرم درجریان حسابدهی گفت که برخی ازتلویزیون ها به ویدیوها، سنترها تبدیل شده و سی دی ها را ازبازار خریده وآنها را زیرعنوان تلویزیون به نشر می رسانند. آقای خرم در پاسخ به این سوال ژورنالیستان که چرا دررابطه به نشر سریالها پیش از تصویب قانون رسانه ها درپارلمان کشور، آنرا درطرح قانون نگنجانیده گفت:" یکی ازمشکلاتی که من با آن مواجه بودم این بود که وقتی من در وزارت آمدم قانون رسانه ها به شورای ملی رفته بود لذا یکی از نواقصی که درقانون جدید رسانه ها موجود است این است که زمانیکه یک رسانه ی جدید ساخته می شود من ازاو باید بپرسم که تو از تلویزیون های دیگر چه تفاوتی داری آیا برنامه های جدید هم برای مردم داری یاتوهم تکرارهمان چیزهایی را نشرمی کنی که تلویزیون های دیگر هم آنرا نشرمی کنند. وآیا کدرکافی ومواد کافی داری چنانچه دراکثر کشورهای دیگر یک رسانه باید 70 تا 80 درصد از نشراتش تولیدات داخلی خودش باشد؛ اما درافغانستان ازتلویزیون ها ویدیو سنتر هایی ساخته شده که سی دی هارا ازبازار خریداری وبه نشرمی رسانند."
آقای خرم مستقیما تلویزیون طلوع را مخاطب قرارداد وگفت:" چنانچه درمورد شما (تلویزیون طلوع) می گویند که سی دی های سریالها را از میدان هوایی بگرام، به صد دالر خریداری وبه نشر می رسانید وزمانیکه یک سریال تمام شد سریال دیگر را می خرید، این تلویزیون چلاندن ( مدیریت تلویزیون ) نیست پول مردم را به صورت مفت مصرف کردن است.
وزیر فرهنگ نگفت که با دیدن این سریالها چگونه پول مردم به مصرف می رسد؛ اما او تاکید کرد که شورای عالی رسانه ها تشکیل شده ووقتی که قانون رسانه به صورت مکمل تدوین وتوشیح شد در مورد این تلویزیون ها ونشرات شان تصمیم جدی گرفته می شود. به گفته ی آقای خرم شورای عالی رسانه ها پس ازاین درمورد خطوط بزرگ رسانه ها وپالیسی نشراتی آنها نیز تصمیم خواهد گرفت.
درحالیکه وزیر اطلاعات وفرهنگ تاکید می کند که رسانه ها باید تولیدات داخلی شانرا به نشر برسانند اما مسوولان رسانه ها به خصوص رسانه های تصویری همواره تاکید می کنند که دولت افغانستان نه خود مواد وبرنامه های داخلی برای نشر دارد ونه سبسایدی یا زمینه های دیگری برای رسانه های خصوصی فراهم می کند تا این رسانه ها از نگاه برنامه سازی در عرصه های سینما وتیاتر خود کفا شوند.
درهمین حال آقای خرم می گوید آرشیف رادیوتلویزیون افغانستان و افغان فلم آماده ی هرگونه همکاری به تلویزیون های خصوصی هستند، اما مسوولان رسانه های خصوصی می گویند درصورت نشراین برنامه ها، به بی کیفیت ترین رسانه که مثال آن رادیو تلویزیون ملی است تبدیل خواهند شد وتمام مخاطبان شان را ازدست خواهند داد؛ زیرا به باور آنها دولت افغانستان تاکنون نتوانسته برنامه هایی راکه ازنگاه محتوایی مشبوع کننده ی نیاز های افغانستان درعرصه های سینما تیاتر و برنامه های دیگر، باشند، تولید نماید.
به نظر می رسد درحال حاضر تلویزیون ملی افغانستان که به نحوی مربوط به وزارت اطلاعات وفرهنگ افغانستان است هنوز مشکلات خود را دارد ودررقابت به رسانه های خصوصی نتوانسته مخاطبان خود را حفظ نماید. آنگونه که برخی از تحلیل گران دلیل مخالفت آقای خرم با تلویزیون های خصوصی را شکست تلویز دولتی دربرابر این تلویزیون ها عنوان می کنند.
این اظهارنظر نیز درمیان مسوولان رسانه ها وجود داردکه آقای خرم می خواهد بجای بالابردن سویه نشراتی وبهبود کیفیت برنامه های تلویز یون ملی به منظور پیروزی دررقابت با رسانه های خصوصی، تصمیم گرفته تا ازکیفیت بهتر رسانه های خصوصی بکاهد و آنها را تاسطح نشرات رادیو تلویزیون ملی پایین آورد و بی کیفیت سازد وازاین طریق راهی برای مخاطب یابی تلویزیون ملی جستجو نماید.
اما درصورتی که تصمیم وزیر اطلاعات وفرهنگ دررابطه به قطع برنامه های تلویزیون های خصوصی عملی شود چه تهدید های دیگری متوجه تلویزیون های خصوصی ورسانه های شنیداری و چاپی، خواهد شد.
رحیم الله سمندر رییس انجمن دفاع از ژورنالیستان افغانستان می گوید این تصمیم آقای خرم بیشتر زیر فشار حلقات دیگری مانند برخی از مولوی ها درشورای علما و شماری ازنمایندگان در پارلمان افغانستان گرفته شده است وآقای خرم دراین عرصه تنها نیست.
آقای سمندر می گوید رییس جمهور افغانستان بارها ازتهدات افغانستان دررابطه به حفظ آزادی بیان سخن گفته است وبه جامعه ی جهانی وعده داده است که آزادی بیان ومطبوعات در این کشور محفوظ است؛ اما درصورتی که آقای خرم سانسور را ازنشرات تلویزیون ها آغاز کند، این احتمال وجود دارد که میزان محبوبیت افغانستان نزد کمک دهندگان جامعه ی جهانی پایین خواهد آمد وحتا این دلهرده نیز وجود دارد که عملکرد های آقای خرم منجربه کاهش کمک های جامعه ی جهانی به افغانستان خواهد شد.
هرچند مطبوعات درتاریخ افغانستان با فرازونشیب های زیادی همراه بوده است و درمقاطع مختلف متفاوت بوده است اما پس ازشکست طالبان، تلویزیون ها، رادیوها و نشریات چاپی متعددی به فعالیت آغاز کرد واین مقطع از تاریخ افغانستان از درخشش خوبی در عرصه آزادی بیان همراه شد اما تحلیل گران به این نظرند که اقدامات آقای خرم تنها به قطع سریالها محدود نخواهد ماند وچنانچه خودش هم گفته است برخلاف قانون مطبوعات درمورد پالیسی رسانه ها نیز تصمیم خواهد گرفت.
برخي از تحليل گران به اين باورند كه وابستگي آقاي فرهنگ با پاكستان روابط تنگاتنگ دارد و نشر توليدات هندي درافغانستان هيچگاه براي پاكستان قابل تحمل نيست بنابرين خرم بهترين گزينه براي مبارزه با ترويج فرهنگ هند در افغانستان و ازدياد صميميت فرهنگي ميان افغانستان وهند است.
دليل ديگر اقدام خرم براي تضعيف تلويزيون ها به باور آگاهان امور اين است كه تلويزهاي خصوصي درحال حاضر بيشترين بيننده را دارد و نشرات آنها تاثير گذاري خاصي بر مخاطبان درسراسر كشور دارند و درصورتي كه درانتخابات از هركانديدي كه اين تلويزها حمايت كند، شانس برنده شدنش به مراتب بالاتر از كساني است كه مي خواهند بااستفاده از رسانه هاي دولتي به كارزار انتخاباتي بپردازند.
باتوجه به اين موضوعات خرم خطر را ازپيش درك كرده ودرصدد تضعيف اين تلويزيون ها برامده است.
تحفه ي نوروزي
صميمانه ترين تبريكاتم را به مناسبت فرارسيدن روزهاي باستاني وخجسته نوروز، به تمامي كسانيكه به انسانيت ومدنيت مي انديشند وبه خصوص به خوانندگان "مشق دموكراسي" تقديم داشته واز بارگاه ايزد توانا براي همه، تمناي موفقيت، در سال جديد خورشيدي را دارم.
هرروزتان نوروز، نوروزتان پيروز
واين هم شعري ازحافظ شيرين سخن، درباره ي نوروزباستاني:
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ارمدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خردهای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط ها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فیروزه سفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن
کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی
که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست
مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی
ميي دارم چو جان صافی و صوفی میکند عیبش
خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی
جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع
که حکم آسمان این است اگر سازی و گر سوزی
به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم
بیا ساقی که جاهل را هنیتر میرسد روزی
می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش
که بخشد جرعه جامت جهان را ساز نوروزی
نه حافظ میکند تنها دعای خواجه تورانشاه
ز مدح آصفی خواهد جهان عیدی و نوروزی
ناتوانی دولت درمصرف بودجه
آرین شریفی سخنگوی وزارت مالیه درگفتگوبارسانه هاگفته است که امکان دارد تاآخرامسال حدود 60 درصد ازبودجه ی انکشافی دولت افغانستان به مصرف برسد اما به گفته ی اوآنچه که برای مردم افغانستان مهم است، کیفیت وکارایی پروژه هاست نه مصرف بیهوده ی بودجه که نتایج موثری به دنبال نداشته باشد. به گفته ی آقای شریفی بودجه ی عادی سال 1386 صددرصدبه مصرف رسیده اما دررابطه به بودجه ی انکشافی، تاحال 700 ملیون دالرکه 40 درصد ازبودجه ی انکشافی راتشکیل می دهد، به مصرف رسیده است اوگفت که باگذشت هرسال دولت افغانستان توانایی بیشتری درمصرف بودجه را پیدامی کند.
درهمین حال گفته می شود که وزارت خانه های افغانستان هرکدام به اندازه ی توانایی وظرفیت خود درمصرف بودجه نقش دارند، آنچه راکه سخنگوی وزارت مالیه نیزبه آن اشاره کرده می گوید:" ظرفیت وزارت خانه نقش مستقیمی درمصرف بودجه به صورت موثردارد وخوشبختانه باگذشت هرسال سطح ظرفیت وزارت خانه ها بالامی رود، چنانچه دروزارت مالیه پیش ازاین بیشترکارهاتوسط مشاوران خارجی انجام می شد اما حالاکارمندان وزارت ازتوانایی خوبی درساحه ی کارشان برخوردارشده اند."
اما درحالیکه بیش ازیک ماه ازسال جاری باقی مانده، سرنوشت 60 درصد ازبودجه ایکه مصرف نشده چه خواهد شد؟ سخنگوی وزارت مالیه می گوید:"وقتی که مامی گوییم که تاحال 40 درصد ازبودجه به مصرف رسیده این رقمی است که تاحال مصرف رسیده اما امکان دارد تاحال حدود 70 درصد قرارداد شده باشد به این مفهوم که اول قرارداد یک پروژه صورت می گیرد وهرقدرکه کارپیشرفت می کند ماپول تادیه می کنیم امکان دارد تاکنون کارپیش رفته باشد اما ماپول آنرانداده باشیم.
باوجودیکه مشکلات طاقت فرسای اقتصادی ومعیشتی مردم افغانستان رادرتنگنای گریزناپذیری قراردارد ونیازمندی مردم به تطبیق پروژه های بازسازی به شدت محسوس است، ناتوانی دولت افغانستان وزارت خانه ها تاچه اندازه توجیه پذیرخواهد بود. سیف الدین سیحون استاد اقتصاد دردانشگاه کابل وکارشناس مسایل اقتصادی می گوید:" من یقین دارم که این ارقام هنوزهم بلند تراست زیرابسیاری ازوزارت خانه ها شاید تاهنوز 20 درصد ازبودجه ی شانرابه مصرف رسانده باشند اما بدبختانه، بودجه ایکه باقی می ماند ومصرف نمی شود، دوباره دراختیارجامعه ی جهانی قرارمی گیرد وشامل بودجه ی انکشافی سال آینده می شود."
به باورآقای سیحون پیچیدگی ها دردادن بودجه ازسوی وزارت مالیه به وزارت خانه ها، تصویب دیرهنگام بودجه توسط پارلمان کشورونبود ظرفیت دروزارت خانه ها، ازعوامل اصلی ناتوانی درمصرف بودجه است.
سال گذشته وزارت مالیه طرحی رادرپارلمان پیشنهاد کرد که براساس آن، مصرف بودجه درهرولایت متفاوت بود به این معناکه بودجه دربرخی ازولایات بیشترودربعضی دیگرکم تربه مصرف می رسید، براساس این طرح بیشترین بودجه درولایات ناآرام هلمند وقندهاربه مصرف می رسید که به باورشماری ازآگاهان این طرح خود اشتباه بوده زیرادرمناطق ناامن، تطبیق پروژه های بازسازی بامشکلات فراوانی همراه است بناباوجودیکه دولت تلاش می کند تابیشترین بودجه رادرولایات ناامن به مصرف رساند به همان اندازه درتطبیق آن به مشکل مواجه شده وبودجه بدون مصرف باقی می ماند. آقای سیحون دراین مورد می گوید:"چرابودجه رابه جایی تخصیص می دهند که ناآرام است اساساباید پروژه درجایی تطبیق شوند که ازامنیت کافی برخورداراست این هم یکی ازمشوره ها وکارکرد های ناقص وغلط دولت رانشان می دهد، بنا ازجاهایی که امن است ازمصرف پول درآن مناطق خودداری می کنند چون به باوردولتی ها درمناطق جنگی باید بیشترپول مصرف شود اما زمانیکه مثلا مکاتب درآن مناطق ساخته می شوند، چندی بعد توسط مخالفان دولت، آتش زده می شود"
آقای سیحون دررابطه به این نظرمقامات دولت افغانستان که باید بودجه به صورت موثرمصرف شود وکمیت پروژه هاشرط اساسی است نه کمیت آن، می گوید همه ی مردم افغانستان خواستارمصرف تمام بودجه ی انکشافی به اسرع وقت وباکیفیت هستند، زیرا درمملکت جنگ زده ای مانند افغانستان هرگزقابل قبول نیست که بودجه یک ملیاردالری به مصرف نرسد. هیچ گونه تعلل درمصرف بودجه مجازنیست واین گونه اظهارات هرگزدررابطه به مصرف بودجه مردم افغانستان راقانع نمی کند.
نبود ظرفیت
شصت درصد ازبودجه ی انکشافی دولت افغانستان درحالی بدون مصرف باقی می ماند که دولت افغانستان برمصرف کمک های جامعه ی جهانی ازطریق نهادهای دولتی تاکید دارند. این مقامات بارها انجوها یاموسسات غیردولتی رادرمصرف غیرشفاف کمک های جامعه ی جهانی مورد انتقاد قرارداده اما درحال حاضر که بیشترین نیازمندی هابرای بازسازی افغانستان وجود دارد، دولت درمصرف بودجه اش کوتاه می آید ونمی تواند پولی راکه ازسوی جامعه ی جهانی به دولت افغانستان داده می شود به صورت مکمل به مصرف رساند.
ازسوی دیگربرخی ازوزارت خانه هاادعادارندکه باافزایش ظرفیت کارمندان خود، صددرصدازبودجه ی انکشافی رابه مصرف رسانده اند. اجمل پیمان سخنگوی وزارت احیاوانکشاف دهات می گوید:"وزارت احیاوانکشاف دهات حدود 441 ملیون دالربودجه اش راتاحالا به مصرف رسانده است"
آقای پیمان می گوید بیشترین بودجه ی این وزارت ازطریق برنامه ی همبستگی ملی به مصرف می رسد وجلب همکاری مردم درتطبیق پروژه هایکی ازمهم ترین عوامل موفقیت این وزارت درمصرف موثربودجه است.
به گفته ی آقای پیمان همکاری مردم باوزارت احیاوانکشاف دهات سبب شده تا سی درصد ازمصرف وزارت بکاهد زیرادرصورتیکه این پروژه ها توسط انجوها به مصرف برسد، وزارت مجبوراست تاسی درصدپول بیشتررابه مصرف برساند.
سخنگوی وزارت احیاوانکشاف دهات می گوید اصلاح سیستم های مالی، اداری واستفاده ازکمپیوتردرکارهای اداری سبب شده تااین وزارت موفق باشد.
فساد اداری
درهمین حال سخنگوی وزارت صحت عامه می گوید دیررسیدن بودجه ازسوی وزارت مالیه یکی ازعواملی است که سبب شده تاوزارت صحت عامه تاآخرسال تنها 60 درصدازبودجه اش رابه مصرف رساند. آقای عبدالله فهیم سخنگوی وزارت صحت عامه می گوید:"چندمشکل داریم دررابطه به مصرف بودجه دروزارت صحت عامه وجود دارد یکی اینکه پولی که ازسوی وزارت مالیه برای ماداده می شود بعضا بیشترازمقداری است که بدست مامی رسد، بعضا پول چندین ساله به عنوان بودجه یک ساله تعبیرشده، دربعضی موارد پول وعده شده اما متاسفانه دروقت وزمان معین برای مانرسیده که این مشکلات درداخل وزارت وجوددارد ودرخارج ازوزارت، کارمندان ما بیشترازاداره ی لوی سارنوالی ترس دارند ودرامضای اسناد بارها باحقوق دانان مشوره می کنند، زیرااتهاماتی که وارد شده وسوال جواباتی که صورت گرفته وتاحال هم جریان دارد، نوعی ترس ووحشت را به دل همه انداخته واین یکی ازدلایل ناتوانی درمصرف کل بودجه است"
استیضاح
درهمین حال شماری ازنمایندگان ولسی جرگه تهدید کرده اند درصورتیکه وزیران کابینه ی آقای کرزی کرزی نتوانند بودجه ی انکشافی شان رابه مصرف رسانند، باید استیضاح شوند زیرابه گفته ی این تعداد ازنمایندگان بیشترین نیازمندی مردم افغانستان هم اکنون وجود دارد ونباید فرصت ها وامکاناتی که ازسوی جامعه ی جهانی برای افغانستان داده شده به هدرروند.
محمد باقرشیخ زاده وکیل کابل درولسی جرگه می گوید:"یکی ازصلاحیت های ولسی جرگه بررسی بودجه ی مملکت است وولسی جرگه حق دارد این موضوع رانظارت کند زیرا ناتوانی درمصرف بودجه ضربه ی شدیدی برافغانستان می زند. وزیری که نتوانسته بودجه اش رابه مصرف رساند ناکامی وضعف اورانشان می دهند وباید استیضاح شود"
درهمین حال آقای عبدالخبیروکیل ولایت سرپل درولسی جرگه می گوید درحالی یکنیم ماه ازسال جاری باقی مانده مردم امید ندارند که بودجه ی باقیمانده به مصرف رسد واین خودبی کفایتی قوه ی اجراییه رانشان میدهد درحالیکه مردم افغانستان روزهای دشواری راسپری می کنند ناتوانی درمصرف بودجه ی انکشافی غیرقابل قبول است.
حدودازنصف بودجه ی انکشافی دولت افغانستان برای سه سال پیهم بدون مصرف بدون مصرف باقی می ماند وبه گفته ی آگاهان مسایل اقتصادی، بودجه ای که باقی می ماند دولت افغانستان درسال آینده شانس مصرف آنراندارد زیرااین بودجه درجمع بودجه ی سال آینده داخل شده ومردم افغانستان برای همیشه ازبخش مهم وکلان کمک های جامعه ی جهانی محروم می شود.
خشم خدایان قبیله
صدای گرداننده محفل توسط بلندگوها شنیده می شود، اما دیدن چهره ی او از لابلای دستارهایی که هر کدام شمله های نیم متری دارند، محال است. شرکت کنندگان محفل از مناطق جنوب و جنوب شرقی کشور آمدهاند و دستارها و ریش آنان گویای تسلط طالبان بر این مناطق است.
حدود 400 تن از سران و متنفذان قومی ولایتهای جنوب و جنوب شرق کشور در بال روم هوتل انترکانتیننتال گرد آمده اند و هدف آنان یافتن راه حل برای بهبود وضعیت امنیتی در این ولایتها است. اکثر شرکت کنندگان دستارهای بزرگی بر سر دارند و لباسهایی پوشیده اند که با فرهنگ قبیله ای همخوانی دارد.
در میان این همه سران قبایل، معین اداری اداره ارگانهای محلی نیز حضور دارد و گرداننده محفل شرکت او را در این گردهمایی بسیار با اهمیت توصیف می کند.
وقتی نوبت به سخنرانی این مقام دولتی می رسد او همواره از غیرت افغانها یاد می کند و از مردم و ریش سفیدان می خواهد در تامین امنیت دولت را همکاری کنند. این مقام می گوید: دولت با ریاست جمهوری دولت نیست، دولت با وزیران و وزارتخانه ها دولت نیست، بلکه دولت با شما مردم دولت می شود. شما مردم هستید که دولت را تشکیل می دهید و شما هستید که می توانيد این کشور را امن سازید ياناامن...» پس از چند کلمه توصیفی دیگر در باب اهمیت مردم جنوب، این مقام می گوید: « اگر شما مردم به طالبان جای و غذا ندهید، آنها هرگز نمی توانند دست به خرابکاری بزنند، اگر مردم در تخریب ادارات دولتی با طالبان همکاری نکنند، طالبی که از منطقه یا از کشور دیگر می آید هرگز از این مسایل آگاهی ندارد."
به محض اینکه این سخنان از زبان این مقام دولتی ختم می شود هیاهویی در گوشه ی راست محفل فضای سکوت را بر هم می زند و همه را متوجه می کند. در این گوشه خانمی که قدی میانه ای دارد همزمان با این که سر و صدا راه انداخته صدایش در میان هیاهوی محفل گم شده است.
گرداننده ی محفل ناگزیر اعلام می کند که خانم شریفه زرمتی وکیل مردم پکتیا در ولسی جرگه اعتراض دارد و از او دعوت می کند که اعتراض خود را از طریق مایکروفون مطرح کند. خانم زرمتی به محض این که در پشت مایکروفون قرار گرفت، با لحن شدیدی به انتقاد از معین اداره ارگانهای محلی پرداخت. او گفت: «پشتونها به هیچ وجه به خود اجازه نمی دهند که مهمانی را از پشت دروازهی شان برانند، این مغایر فرهنگ مهمان نوازی پشتونهاست.»
به گفته خانم زرمتی طالبان در پشت دروازه های مردم می آیند، زخمی های خود را در خانه ها می آورند و تداوی می کنند و هیچ کسی به خود اجازه نمی دهد که آنان را از پشت دروازه براند. این سخنان خانم زرمتی با استقبال گستردهای از سوی حاضران محفل مواجه شد. وقتی سخنران بعدی در رابطه به مشکلات در ولایتهای جنوب صحبت می کرد یکی از شرکت کنندگان که دستاری بزرگی به سر داشت با صدای بلند اعتراض خود را با این جملات بیان کرد که اردوی ملی و نیروهای خارجی فرهنگ مردم ما را مراعات نمی کنند، آنها به خانه های مردم داخل می شوند و دست به خانه پالی می زنند که این موضوع کاملا با غیرت افغانی در تضاد است.
شرکت کنندگان این محفل از دولت گلایه داشتند که در بخش بازسازی در ولایت هایشان کاری را انجام نداده است. آنها تاکید می کردند که علمای دینی از نظر دولت دور افتاده و به آنها توجه جدی نمی شود. به باور آنها، علمای دینی باید نقش فعالی در ساختار حکومت داشته باشند و در تصمیم گیری ها نیز نقش داشته باشند.
در جریان این محفل شدیدا از دولت انتقاد شد که تا حال نتوانسته میان نیکتایی و لباس محلی، آشتی ایجاد کند. آنها می گفتند وقتی می خواهند با لباس محلی در ادارات بروند، محافظان وزارتخانه ها، مانع آنان شده و به آنها اجازه ورود نمی دهند.
در اخیر این محفل قطعنامه 19 ماده ای را منتشر کردند که در آن گفته شده است دولت باید وقتی مسوولان محلی را انتصاب میکند با بزرگان محل و متنفذان اقوام، مشوره کرده و با موافقت آنها اشخاص را در راس ادارات بگمارد. افزایش روند بازسازی در آن مناطق از مواد دیگر این قطعنامه بود. از سوی دیگر گفته شده که باید به معارف آن مناطق توجه بیشتر صورت گیرد.
این جلسه برای اولین بار فیصله کرد که کمیسیونی متشکل از سران اقوام میان طالبان و دولت میانجیگری کند، اما معلوم نیست که این میانجیگری تا چه حد می تواند موثر واقع شود.
زیرا در گذشته نیز چندین بار دولت افغانستان پیشنهاد مذاکره با طالبان را کرده اما از سوی طالبان جواب منفی داده شده است.
در همین حال شرکت کنندگان این جرگه می گفتند نمایندگان کمیسیون تحکیم صلح که از سوی دولت فعالیت می کند، هرگز نمی توانند در قریه ها بروند. آنها فقط در کابل و مراکز ولایات میروند و از ترس طالبان نمی توانند با مردم محل گفتگو کنند.
آنها اصرار می کردند که در صورت اتحاد اقوام، طالبان نمی توانند بیشتر از این فعالیت کنند. اعضای جلسه از دولت و نیروهای ناتو خواستند در عملیات هایشان از کشتار افراد ملکی خودداری کنند. بیشتر شرکت کنندگان از فساد در ادارات دولتی شکایت داشتند و می گفتند باید فساد در ادارات دولتی کاهش یابد تا مردم بیشتر به دولت امیدوار شوند. آنها می گفتند دولت نقش بسیار ضعیفی در ولایت های جنوبی دارد و همین امر سبب شده که طالبان از خلای موجود استفاده کرده و دست به فعالیت های گسترده بزنند.
خوشا به حال جنوب که شمال امن است
شاید باخواندن این عنوان پییچیده تعجب کنید اما این عنوان راپس ازسفری درشمال افغانستان انتخاب کردم وسفرنامه ای راکه درپی می خوانید مفهوم عنوان رابرجسته خواهد کرد.
موتر بعدازتقاضاهای پیهم مسافران ساعت 6:30 صبح ازکابل به طرف شمال حرکت کرد مسافرینی که دراین موترنشسته بودند قصد سفربه ولایات بغلان، قندزوتخاررراداشتند.
باگذشتن ازکوتل خیرخانه درشمال شهرکابل فضای سبزی نمودارشد که درمیان آن برگ های خزان زده ی درختان نیزبه چشم می خوردند، هرچند ولسوالی های شمالی یکی پی دیگری می گذشته ومابه طرف سالنگ نزدیک می شدیم اما مسایل زیادی درشمالی به چشم می خورد که برای تازه واردان تازگی داشت.
ویرانی های ناشی ازسیاست های زمین سوخته طالبان درشمالی باگذشت شش سال هنوزنموداراست وخانه های ویران یاد آورشب هایی است که خبرکوچ اجباری مردم شمالی وقتل عام آنها راازطریق بی بی سی می شنیدیم. بعدا شایعاتی پخش شد مبنی براین که طالبان می خواهند دست به پاکسازی قومی بزنند وقوم دیگری رابجای ساکنان اصلی شمالی جاگزین کنند.
باوجود ویرانی های چشمگیردرشمالی این مناطق باطبیعت زیبا، محیط سرسبز وآب فراوانش برای مسافران گواراست.
سالنگ که با گذشتاندن شمالی مسیراصلی شمال است بازهم دیدنی وجالب است باوجود هوای ملایم درکابل همزمان بارسیدن درسالنگ برف باری آغازمی شود واین برای مسافران تازه است که درماه میزان برف باری درسالنگ آغازشده است تقریبا یک سانتی برف درکوه ها به چشم می خورد وهوای سالنگ فوق العاده سرد است.
بازسازی قسمت هایی ازشاهراه که دراثرسیل بهارگذشته تخریب شده اند جریان دارد وبعضی ازجاها عبورموترها مشکل خلق می کنند زیرا سرک راآب خراب کرده وفقط یک موترمی تواند ازباریکی های این مناطق عبورکند.
ساخت پایه های لین برق درجریان راه درشمالی تکمیل شده وکیبل های برق نیزوصل شده اند اما دربرخی ازقسمت های سالنگ وصل کیبل ها وساخت پایه ها به دلیل پستی های وبلندی های هندوکش بامشکلاتی مواجه شده اما باآنهم پایه ی برق دربلند ترین قله سالنگ ساخته شده وکیبل برق نیزوصل شده است این ها همه امیدواری هایی است که برای برق رسانی وحل نیازمندی های مردم کابل ازناحیه برق رامرفوع خواهد کرد.
باسپری تونل سالنگ وداخل شدن درشمال اولین چیزی که توجه رابه خود جلب می کند روند کند بازسازی دراین مناطق است باوجود یکه امنیت درشمال به مراتب بهترازجنوب است اما روند بازسازی درآنجانسبت به جنون سریع نیست بیاد دارم که درماه اول خزان امسال طالبان مکتبی رادرولایت میدان وردک آتش زدند اما همین مکتب باگذشته یک ماه دوباره آباد شد چیزی آقای کرزی باری درکنفرانس مطبوعاتی اش گفت: طالبان بسوزانند وما می سازیم بازهم بسوزانند ما بازهم می سازیم تااین که آنها ازسوختاندن خسته شوند.
این سوال طرح می شود که درولایات جنوبی مکاتب بامصارف هنگفتی ساخته می شوند وحتا به گفته کرزی چندین بارهم ساخته می شوند اما درشمال اول مکتب ساخته نم شود واگرساخته شود هم بسیارمحدود وانگشت شمار است.
دربسیاری ازمکاتب درشمال کشورتنها چند صنف محدود وجود دارند اما بقیه درزیرخیمه ها وبعضا درآفتاب سوزان آنهم درتابستان شمال که ازهمه مناطق سوزنده تراست، درس می خوانند.
علاوه ازمکتب درساحات دیگری نیزمانند زراعت، صحت، صنعت ومسایل دیگربه ولایات شمال توجهی نشده است.
یک مرتبه به یاد می آورم که وزیرمالیه درتخصیص بودجه درشورای ملی گفت بیشترین هزینه بازسازی درولایات هلمند، قندهاروولایات ناآرام جنوب به مصرف می رسد اوگفت بیشترین بودجه بازسازی نخست درهلمند وپس ازآن درولایت قندهاربه مصرف خواهد رسید اما نمایندگان باتما بی تفاوتی وتحلیل این مساله که دولت به دلیل ناامنی هرگزنخواهد توانست بودجه رادراین ولایات به مصرف رسانند، براین پلان ناکام وزیرمالیه مهرتایید زدند.
به یاد داشته باشید که درپایان امسال نیزخواهیم شنید که بودجه اکثروزارت خانه هابه دلیل ناامنی درولایات جنوب به مصرف نخواهد رسید وباردیگرسیه روزی ناشی ازآن نصیب مردم افغانستان خواهد شد.
به یاد دارم که باری چهارسال پیش درکنفرانسی درسفارت امریکا شرکت کردم دراین کنفرانس سفیرامریکا گفت که دولت این کشورمبلغ 120 ملیون دالررابرای بازسازی بند کجکی درولایت هلمند به مصرف می رساند اما فقط یک ماه پیش ازطریق روزنامه ها خواندم که بازسازی بند کجکی به دلیل ناامنی تاکنون متوقف است.
این است سیاست بازسازی افغانستان، به دلیل ناامنی درولایات جنوبی بازسازی متوقف است وبه هردلیل دیگرولایات شمال بازسازی نمی شود.
بدترازهمه زمانیکه درولایت بغلان رسیدم این ولایت ازجمله حاصل خیزترین ولایات افغانستان است اما هیچ کاری برای بهبود تولیدات زراعتی وصنعتی آن صورت نگرفته است.
درشهرنوبغلان جایی فابریکه قند درگذشته ساخته شده حالاویرانه ای بیش نیست وهمه چیزدیگرنیزویران وبدون استفاده مانده اند.
بیاد ولایت بامیان درمرکزافغانستان می افتم که بهارامسال درآن سفری داشتم این ولایت رامن قریه بامیان می گویم زیرا مرکزاین ولایت به مراتب نسبت به قریه های ولایت قندهاربازسازی شده است. دراین ولایت چیزی بنام بازسازی به چشم نمی خورد حتا جاده ی داخل بازاربامیان که مرکزی ترین ومهم ترین ساحه باستانی ومرکزیت تمام مرکزافغانستان است تاحالایک سانتی مترهم اسفالت نشده همه سرک ها خامه است ادارات دولتی درحویلی های گلی وکاهگلی درمرکزافغانستان فعالیت می کنند ساختمان ولایت به مرکزنگهبانی پولیس می ماند، برق وجودندارد آب صحی که اصلا نیست، مردم ازنگاه نداشتن مراکزصحی رنج می برند مکاتب کافی وجود ندارد، زراعت به شیوه قرن حجرادامه دارد خلاصه این که هیچ کاری دراین ولایت باستانی نشده است.
البته این وضعیت مرکزبامیان است اما واویلاازروستاهای آن.
ازاین جا درمی یابم که سیاست مداران افغانستان تاچه اندازه قومی فکرمی کنند وتاچه حد هرکس درفکربازسازی هم قوم هم زبان وهم ولایت خود است.
این است عدالت اجتماعی درافغانستان درولایت جنوب امنیت نیست وملیون ها دالربرای یک قریه اش مصرف می شود که طالبان یک هفته بعد آنرابه آتش می کشند مانند ساختمان ولسوالی ها مکاتب وغیره.
درشمال ومرکزافغانستان امنیت به تمام معنا وجود دارد اما نمی دانم به چه دلایلی دولت افغانستان نمی خواهد بازسازی رادراین مناطق آغازکند.
ازاین جابه این نتیجه می رسم ومردم افغانستان نیزبه این نتیجه رسیده است که درهرولایتی که امنیت است هرگزروی بازسازی رانخواهد پس باید دامنه جنگ رادرتمام ولایات گسترش داد تا بازسازی نیزدرآنها آغازگردد.
|
|